زمستانهای دهه 70، وقتی باد از بین ساختمانهای خسته و قدیمی و حیاطهای برفی مدارس میوزید، سکوتی سنگین بر کلاسهای درس سایه میانداخت. صدای قدمها روی زمین یخزده و وزش باد سرد بیرون، فضایی سرد و مبهوتکننده میساخت؛ جایی که یادگیری و ترس گاه درهم آمیخته بود. آن موقع کتکخوردن در کلاس درس عادی بود؛
زمستانهای دهه 70، وقتی باد از بین ساختمانهای خسته و قدیمی و حیاطهای برفی مدارس میوزید، سکوتی سنگین بر کلاسهای درس سایه میانداخت. صدای قدمها روی زمین یخزده و وزش باد سرد بیرون، فضایی سرد و مبهوتکننده میساخت؛ جایی که یادگیری و ترس گاه درهم آمیخته بود. آن موقع کتکخوردن در کلاس درس عادی بود؛ حتی برای دختربچهها و پسربچههای کمجانی که همزمان هم از سرما میلرزیدند، هم از وزش باد خطکشهای چوبی که روی دستهای لاغرشان فرود میآمد. امروز اما تصویر کاملا متفاوت است. خانوادهها به مراتب آگاهتر شدهاند و نسبت به حقوق فرزندان خود حساسیت بیشتری دارند؛ دانشآموزان، والدین و حتی معلمان، محدودیتهای قانونی و آییننامهای آموزشوپرورش را میشناسند و هرگونه خشونت در مدرسه را زیر ذرهبین میبرند. سیستم آموزشی نیز با بخشنامهها و دستورالعملهای جدید، برخورد با معلمان خاطی و حمایت از دانشآموزان را جدی گرفته است. با این حال، این گزارش نشان میدهد که هنوز در برخی مدارس پسرانه و مناطق حاشیهای، تنبیه بدنی و خشونت، هرچند به شکل آشکار سابق نیست، بخشی از تجربه دانشآموزان محسوب میشود.
از قانون تا عمل



